به گزارش خبرنگار مهر، علی وزیریان هنرمند طراح گرافیک درباره ایستادگی مردم در خیابانهای تهران یادداشتی اختصاصی در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است.
وی در این باره نوشته است:
«بسم الله النور
این فصل را با من بخوان، باقی فسانه است / این فصل را بسیار خواندم، عاشقانه است
یک چله و اربعین گذشت از آغاز فصلی که در آن میدانهای شهر شدهاند «تکیه»های امروز ما. «تکیه» واژهای است که با روضهخوانی و عزاداری قرین بوده و است اما همین واژه اکنون با حضور پرشور شبانه مردم معنای گسترده و عمیق عظیم دیگری به خود گرفته و شده قرارگاه بی قراران؛ میعادگاه شور و رزم و سوگ و حماسه و عشق و اقتدار و عزاداری برای قائد شهید و همه شهیدانمان، همه یک جا جمع شده تا جمع اضداد شود. اگر این شبها میان سوختهدلان در میادین شهر چرخی بزنید، میبینید این تکیهها چطور مراکز جمع اضداد است در این عالم و تو بشنو آهنگش اگر صاحب دلی.
از یک سو مداح و مستمع دلخون و پر حزن در سوگ رهبر شهید میخوانند:
یا برگرد یا آن دل را برگردان یا بنشین یا این آتش را بنشان / آه ای جان آخر تا کی سرگردان آه ای جان …
سوی دیگر شعار «رگ غیرت شهر شد هر خیابان» با ریتم حماسی به هوا برخاسته. در میدانی دیگر شعر رزم و حماسی «تو رستم تهمتنی» شوری به پا کرده و با رجز برای دشمن زبون از فخر و شرافت و شجاعت ایران میگوید و میخواند: «… خداست یار و یاورت، توکل است لشکرت / تو فوق هرچه آهنی، بزن که خوب می زنی / این فصل آخر است که آغاز میکنیم، این بار هم به نام حق اعجاز میکنیم / بگو با زورگویان، استقامت می کند ایران، ببین در معرکه این بار قیامت میکند ایران.»
پاسخ جمعیت برای بند بند رجزخوانی حماسی مداح، طنین پرحجم و تکرار شورانگیز «حیدر حیدر» است که در آسمان شهر میپیچد و بالا میرود و …
یاد گزارش تلویزیونی یکی دو شب قبل میافتم که در آن، تظاهرکنندههای فرانسوی با پرچم ایران و پلاکاردهایی علیه آمریکا و رژیم صهیونسیتی و دفاع از ایران و ایرانی، با زبانی شکسته بسته و لهجه فرانسوی این بند از شعر را به عنوان شعار فریاد می زدند:
«بزن که خوب میزنی … »
چه کسی فکر میکرد روزی مردم در فرانسه و آلمان و دیگر شهرهای اروپا برای ایران همصدا شوند، آن هم به فاصله کوتاهی از شبهه کودتای دی ماه سال قبل!
با خودم فکر کردم هر چقدر اروپاییها بر سر گرینلند از سوی آن مردک ملعون تحقیر شدند و حاکمانشان هم سکوت کردند، حالا فرصتی پیش آمده تا بغض و کینه فروخورده شان را جبران کنند.
در جمع و جایی دیگر سخنران می گفت: «خون امام شهید مقابله به مثل ندارد. اگر به دستور قرآن ائمه کفر را هم بکشید انتقام خون شهید ما گرفته نشده است. مختار، حرمله و شمر و عمر سعد را هم کشت اما باز انتقام خون امام حسین گرفته نشد؛ باید حق بر باطل سیطره پیدا کند و حکومت جهانی حق شکل گیرد و این یعنی «ظهور»؛ آیا این قائد شهید ما همه دنیای ما نبود؟ دنیای ما را از ما گرفتند، پس تا دنیایشان را نگیریم و بر سرشان خراب نکنیم کوتاه نمیآییم و ول کن ماجرا نیستیم.»
دختر هجده، نوزده ساله ای جلوتر از من ایستاده بود که پوششی هم بر سر نداشت؛ آنقدر اشک ریخت و از خود بی خود شد که چند بار نزدیک بود به زمین بیفتد و مادرش تکیهگاهش شد. آوای گرم مداح مثل نسیمی اثیری میان جمعیت میپیچد که با آهنگی دلنشین می خواند: «… باید برخاست، دنیا با آنها و مولا با ماست / این پیچ تاریخی طاقت فرساست / باطل خواهد رفت و حق پابرجاست …»
خوب که نگاه میکنم میبینم همه این شبها گم شدهای کوچک میان این لشگر پر شور هستم و یاد این جمله آل احمد میافتم که گفت: «من خسی هستم که به میقات آمده، نه کسی که به میعاد آمده»
صدای قائد فرزانه شهید در گوشم میپیچد: «چنانچه حادثهای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله با حوادث» و حالا با تمام وجود میبینم این بعثت مردمی را و مصداق کلام او را برای مقابله با جنگی که مذاکره در آن منتفی شده یاد میشود، گویی حالا نوبت مردم است که کار را به توفیق الهی تمام کنند. مردمی از هر رنگ و قشر و عقیده که مصمم و استوار نزدیک پنجاه شب است کف خیابان و میدان ایستادهاند «حول محور ایران».
نسیم شبانه بهار، موجی پر ترنم میان انبوه پرچمهایی انداخته که بالای سر جمعیت در هوا میرقصند. قدم زنان از این جمعیت مبعوث شده فاصله میگیرم، به چند نفر میرسم که ظاهراً کار نظم و رتق و فتق خیابانهای اطراف بر عهدهشان است؛ گوشهای گعده کردهاند و درباره مذاکرات صحبت میکنند. یکی میگوید اگر این مردم همان جماعتهای مبعوث شده هستند چرا کسی حرفشان را جدی نمیگیرد؟ شورای امنیت روسیه گفته احتمال حمله دوباره آمریکا زیر پوشش مذاکره جدی است! دیگری پاسخ میدهد که «حق نداریم سوءظن داشته باشیم پس تهمت و بدبینی به مسئولان ممنوع!»
اولی میگوید: «مسئولان» باید حس عمومی مردم مومن و حاضر در صحنه را یکی از محکها بدانند چون امیرالمومنین فرموده «از حدس و گمان مؤمنان بترسید زیرا خداوند حق را بر زبان های آنها قرار داده است.» غالب مردم بدون اینکه تهمت جاسوسی یا خیانت به کسی بزنند نسبت به مذاکره با آمریکا بدبین و بدگمان هستند! دو مذاکره قبلی به جنگ کشید و این آخری هم به محاصره دریایی رسیده! پس حدس و گمان و حرفشان بی ربط نیست. اگر این بار هم رکب بخوریم کسی به ما کاپ اخلاق نمی دهد! رهبر شهیدمان گفت: «آمریکاییها باید از منطقه غرب آسیا بیرون روند.»
چه امتحان و ابتلاء و انتخاب های دشواری! تصویر با شکوه پرچم ها و شور حال مردم پیش چشمم تکرار میشود و بی آنکه بخواهم این نوحه در گوشم زمزمه میکند:
باید برخاست …
این پیچ تاریخی طاقت فرساست
باطل خواهد رفت و حق پابرجاست
از میدان دور شدم، سوار ماشین میشوم. باران تند شده، برف پاک کن را روشن میکنم. به محض اینکه شیشه از قطرات باران پاک میشود دوباره تصویر پرچمها و مردم به وضوح به چشم میآید که پر شور زیر باران ایستادهاند. پیر و جوان و خردسال با سیل پرچمهای در اهتزاز بالای سرشان. در این شرایط آخرالزمانی غیر از توکل به خدای سبحان چه باید کرد؟
پس من دل به توکل دهم هر چه باد باد.»

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0