درگیری اخیر در خلیج فارس سطحی بود؛ ۵ دلیل برای عدم تمایل آمریکا به جنگ

دیپلمات پیشین ایران میگوید که اکنون کشورهای عربی با کابوس خروج آمریکا و سقوط اقتصادی مواجهاند و تنها در پی حفظ شرایط فعلیاند. وی تأکید دارد آمریکا به دلایلی چون شرایط آبوهوایی، اقتصاد شکننده، نزدیک شدن به ماه محرم و اقتدار موشکی ایران، توان و تمایلی برای آغاز جنگ همهجانبه ندارد و ادعاهای اخیر مقامات واشنگتن صرفاً بلوف سیاسی است.
به گزارش اقتصادآنلاین، تنشهای ژئوپلیتیک در خلیج فارس و صفآراییهای سیاسی و نظامی میان ایران و ایالات متحده، همواره یکی از مهمترین کانونهای توجه ناظران بینالمللی بوده است. در ماههای اخیر، سیگنالهای متناقضی از سوی واشنگتن و متحدان منطقهای آن مخابره شده است. از سویی شاهد تهدیدات لفظی و تحرکات نظامی هستیم و از سوی دیگر، شواهد حاکی از تلاش پنهان و آشکار برای جلوگیری از یک رویارویی مستقیم و همهجانبه است.
اما همزمان با این سیگنالها برای توافق، درگیریهایی نیز میان نیروهای جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در خلیج فارس رخ داده است. در چنین شرایطی پرسش اینجاست که این درگیریها چقدر بر مذاکرات تاثیرگذار هستند و در نهایت تفاهمی برای پایان جنگ به دست میآید یا نه؟
جعفر قنادباشی، کارشناس مسائل منطقه در گفتوگو با اقتصادآنلاین به این پرسشها پاسخ میدهد.
در ادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید.
*آقای قنادباشی؛ در دو شب گذشته، درگیریهای در خلیج فارس رخ داده است. فکر میکنید تاثیر این درگیریها بر مذاکرات ایران و آمریکا چیست؟
آنچه رخ داده، ظاهراً یک درگیری محدود و سطحی بوده است؛ به این شکل که آنها چهار نفر را شهید میکنند و ایران هم پاسخ میدهد. هیچ علامتی که نشاندهنده وقوع یک جنگ بزرگ باشد، اصلاً وجود ندارد.
عواملی وجود دارد که باعث میشود آمریکاییها در حال حاضر از یک درگیری همهجانبه استقبال نکنند و جنگ را به تعویق بیاندازند.
نخست آنکه، آمریکاییها آمادگی لازم برای یک رویارویی تعیینکننده ندارند. هوای خلیج فارس اکنون بسیار گرم و شرجی شده است. دستگاهها و ناوهای آنها در شرایط شرجی خلیج فارس با مشکل مواجه میشود و نفرات شان آمادگی حضور در این آبوهوا را ندارند. در اوایل انقلاب، آمریکاییها برای آشنایی نیروهایشان با آبوهوای خاورمیانه، ده سال مانور نظامی «ستاره درخشان» را با مصریها برگزار میکردند. اما آن نیروها اکنون بازنشسته شدهاند و نیروهای جدید این آمادگی را ندارند. جنگ ممکن است طول بکشد و نیازمند تحرکات زمینی و هوایی باشد که آنها برای آن آماده نیستند.
مسئله دوم، در پیش بودن بازیهای سیاسی و انتخاباتی در آمریکاست. آنها ترجیح میدهند هرگونه درگیری به بعد از این رویدادها موکول شود.
مسئله سوم، اقتصاد نفت است. هرگونه تنش در خلیج فارس به معنای فشار مضاعف بر اقتصاد آمریکاست که هرگز خواهان آن نیستند. شاهد بودیم که مسئول تجارت جهانی نیز اخطار داد که در حال حرکت به سمت منطقه قرمز هستیم که این خود یک مانع بزرگ است.
مسئله چهارم، نزدیک شدن به ماه محرم است. در این ماه، شور و هیجان مبارزاتی در ایران به اوج میرسد و آنها علاقهمندند هرگونه تنشی به عقب بیفتد.
اما مسئله پنجم که عجیب است رسانهها روی آن کمتر کار کردهاند، وقوع انفجاری بسیار بزرگ در کلیدیترین صنایع هوایی اسرائیل بود. این یک انفجار بسیار حیاتی در حد توانمندیهای پیشرفته بود و مقامات صهیونیست نفهمیدند از کجا ضربه خوردند. این انفجار، پشتصحنه تهدیدات آنها علیه لبنان و دیگران را نشان میدهد و نمایانگر نگرانی شدید آنها از تسلیحات پیشرفته ماست که حتی توان هدف قرار دادن اهدافی خارج از منطقه را نیز دارد.
*در چنین شرایطی، به نظرتان آیا کشورهای عربی هم خواستار توقف درگیری هستند و واقعا از رییسجمهور آمریکا خواستهاند حمله به ایران را به تعویق بیاندازد؟
سخن آقای ترامپ مبنی بر درخواست از کشورهای عربی، توسط خود این کشورها رد شد و آشکار گردید این ادعا صحت ندارد. همچنین، تهدید ترامپ درباره اورانیوم نیز یک بلوف تازه و از جمله حرفهای خاص اوست که هیچکس در دنیا آن را به عنوان یک شرط سیاسی منطقی نپذیرفت و کارشناسان، محلی به آن نگذاشتند؛ حتی توییت مربوط به حمله به کشتیها نیز جدی گرفته نشد.
انگیزهها، اهداف و ملاحظات کشورهای عربی، تعیینکننده رفتار و موضعگیری آنها در قبال ماست. انگیزههای آنها کاملاً روشن است؛ آنها میخواهند همچنان قدرتمند باقی بمانند و حضور اقتصادی خود را در خلیج فارس حفظ کنند. البته انگیزههای فردی و قدرتطلبی نیز دارند که به رقابتهای میان خود اعراب خلیج فارس مربوط میشود. در واقع، حضور یک ایران قدرتمند در مجاورت خلیج فارس هرگز جزو اهداف آنها نیست. آنها علاقهمندند یک ایران ضعیف و ناتوان که به بنادر آنها احتیاج داشته باشد، در منطقه حضور داشته باشد.
اما به نظر من، آنها اکنون از اهدافشان بسیار دور شدهاند و ناگزیرند آن انگیزهها را سرکوب کرده یا نادیده بگیرند. کمترین چیزی که اکنون برایشان باقی مانده و به آن اکتفا میکنند، حفظ داشتههای کنونیشان است؛ زیرا همچنان در حال از دست دادن این داشتهها هستند. اگر آمریکاییها از منطقه بروند، اگر پایگاههای آمریکایی در کشورهایشان وجود نداشته باشد، اگر بازارهایشان رو به سقوط برود و گردشگریشان متوقف شود، اینها کابوسهای بسیار روشنی است که آنها را در بر میگیرد.
کابوس کشورهای عربی متحد آمریکا، که با رژیم صهیونیستی نیز همسویی و عادیسازی کردند، این است که تمام آنچه سالها موجب شادی و نشاطشان بود، از میان رفته است. اکنون بیشترین تلاش آنها این است که نگذارند شرایط بدتر از این شود.
شرایط بیرونی نیز به آنها اجازه مانور نمیدهد. به نظر من، پس از آنکه پایگاههای آمریکاییها در منطقه متزلزل شد، سیاست پایگاهسازی و نحوه حضور آنها باید کاملاً تغییر پیدا کند؛ چراکه آمریکا دیگر در شرایطی نیست که بتواند لشکرکشیهای جهانی گذشته خود را ادامه دهد و بازسازی این پایگاهها واقعاً دشوار است. از نظر اقتصادی نیز، آقای ترامپ صندوقهای این کشورها را خالی کرده است.
علاوه بر سرمایهگذاریهایی که وعده دادند در آمریکا انجام دهند، قراردادهای تسلیحاتی هنگفتی امضا کردند که بزرگترین معاملات تسلیحاتی محسوب میشود. آنها تعهدات سنگینی به آمریکا و انگلیس دادهاند و امکان چرخش به سمت قدرتهای بزرگی چون چین یا روسیه را ندارند.
بنابراین، تمام تلاش آنها در حفظ شرایط موجود خلاصه میشود و طبیعتاً این هدف با همکاری با ایران حاصل خواهد شد و هرگونه خصومتورزی به ضرر آنهاست. بهویژه آنکه کشوری مانند امارات متحده عربی، در صورت خروج سرمایهگذاران و نیروهای ایرانی، با مشکلات جدی مواجه خواهد شد. اگرچه ما در گذشته نیازهایی به مناطقی چون جبلعلی داشتیم، اما اکنون با خروج ایرانیها و سرمایههایشان، این اماراتیها هستند که دچار چالش میشوند و ظاهراً ایرانیها واقعاً در حال ترک امارات هستند.
*برآورد شما این است که کشورهای منطقه و در راس آنها آمریکا، خواستار ازسرگیری جنگ با ایران نیستند؟
قطعاً آنها میخواهند جنگ را به عقب بیاندازند. هرگونه ناکامی در این زمینه، به عنوان یک شکست بزرگ در تاریخ آمریکا ثبت خواهد شد و کار اسرائیل نیز تمام خواهد بود. آنها با فشارهایی که میآورند، قصد دارند وانمود کنند ما را به عقب راندهاند، اما در واقع خودشان آمادگی هیچ تقابلی ندارند.
در مقابل، ایران بسیار قدرتمند ظاهر شده است. وقتی اقتدار نظامی ما در این سطح است و از سوی دیگر آسیبپذیری اقتصاد آمریکا و نگرانیهایشان وجود دارد، همین یک عامل برای جلوگیری از جنگ کافی است و نیازی به سایر دلایل مانند شرایط آبوهوایی یا ماه محرم نیست. آمریکاییها فاقد درک دقیق از واقعیتهای میدان هستند و فاصله زیادی با شناخت توانمندیهای ما دارند.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0