سفر میدانی به شهرهای ریوش، کاشمر، خلیلآباد و کندر، برای من صرفاً یک برنامه نظارتی یا بازدید از پروژهها نبود؛ این سفر، مواجههای بیواسطه با واقعیتهای توسعه شهری در شهرهای کوچک و میانی کشور بود؛ واقعیتی که اگر بهدرستی دیده و تحلیل نشود، سیاستهای ملی مسکن و توسعه شهری را با خطای راهبردی مواجه میکند.
آنچه در این سفر بهروشنی مشاهده شد، تمرکز بالای جمعیت و مسئله در بافتهای ناکارآمد شهری است. در خلیلآباد، ۳۳ درصد محدوده قانونی شهر در این بافتها قرار دارد؛ در کندر، حدود ۳۰ درصد شهر با فرسودگی کالبدی و سکونتگاههای غیررسمی مواجه است؛ و در ریوش و کاشمر، مسائل زیرساختی، کمبود خدمات شهری و ناایمنی کالبدی بهصورت توأمان کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار داده است. این آمارها یک پیام روشن دارد: بازآفرینی شهری دیگر یک برنامه مکمل نیست؛ بلکه به ستون فقرات سیاست توسعه شهری کشور تبدیل شده است.
در استان خراسان رضوی، بیش از یکمیلیون و ۶۰۰ هزار نفر در بافتهای ناکارآمد زندگی میکنند. این عدد بهتنهایی نشان میدهد که اگر بازآفرینی شهری در کانون سیاستگذاری مسکن قرار نگیرد، نه نهضت ملی مسکن به اهداف خود میرسد و نه شکافهای اجتماعی و فضایی شهرها کاهش مییابد. تجربه این سفر نشان داد که با وجود محدودیت منابع، در شهرهایی که مدیریت شهری فعال، هماهنگی بین دستگاهها و مشارکت مردم وجود دارد، پیشرفت پروژهها حتی فراتر از برنامههای ابلاغی بوده است؛ نمونه آن عملکرد نوسازی مسکن در خلیلآباد یا پیشرفت بالای پروژههای زیرساختی در کندر است.
اما در کنار این دستاوردها، یک چالش ساختاری جدی نیز وجود دارد: فقدان منابع مالی پایدار. برآوردهای کارشناسی نشان میدهد کشور سالانه به بیش از ۲۰ همت اعتبار برای احیای بافتهای فرسوده نیاز دارد، در حالی که منابع موجود، حتی با احتساب قیر رایگان، فاصلهای معنادار با این رقم دارد. این شکاف اگر با اصلاح سازوکارهای تأمین مالی، استفاده از ظرفیتهای قانونی و جلب مشارکت بخش خصوصی و مردم پر نشود، سرعت بازآفرینی را کند خواهد کرد.
نکته مهم دیگر که در این سفر بهوضوح نمایان شد، ضرورت عبور از نگاه صرفاً کالبدی به بازآفرینی شهری است. پروژههای عمرانی، بهسازی معابر و نوسازی مسکن، شرط لازماند اما کافی نیستند. بدون تقویت ابعاد نرمافزاری، اجتماعی و فرهنگی، هیچ پروژهای به پایداری نمیرسد. توانمندسازی ساکنان، ایجاد حس تعلق، فعالسازی سرمایه اجتماعی محلات و توجه به اشتغال محلی، همان حلقه مفقودهای است که باید در کنار اقدامات سختافزاری دیده شود.
از منظر سیاست ملی، حمایت هدفمند از شهرهای کوچک و میانی ـ مانند شهرهای منطقه ترشیز ـ یک رویکرد پیشگیرانه و هوشمندانه است. تقویت این شهرها میتواند از تشدید مهاجرت به کلانشهرها و گسترش سکونتگاههای غیررسمی جلوگیری کند و توازن فضایی توسعه را بهبود بخشد. بازآفرینی شهری در این شهرها، نه هزینه، بلکه سرمایهگذاری برای آینده کشور است.
جمعبندی این سفر روشن است: بازآفرینی شهری زمانی موفق خواهد بود که از میدان شروع شود، در سیاستگذاری تثبیت گردد و با مشارکت مردم به سرانجام برسد. خراسان رضوی نشان داد که این مسیر، اگرچه دشوار، اما کاملاً دستیافتنی است؛ به شرط آنکه بازآفرینی را نه یک پروژه مقطعی، بلکه یک راهبرد ملی برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان بدانیم.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0