به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرمان، نقاشی سنتی برای او فقط هنر نیست؛ عبادت است، تعهد است و صبری چندساله. علی نوری، هنرمند 49 ساله نقاشی ایرانی، سالهاست که با نقوش اسلیمی، گلهای ختایی و ورقهای طلا و نقره، دیوارهای اماکن مذهبی را به روایت ایمان آراسته است؛ هنرمندی که در مهدیه صاحبالزمان(عج) شهر بم مشغول کار است و آرزویی بزرگ را در دل دارد: نقش زدن در مرقد مطهر شهید حاج قاسم سلیمانی.
در سکوت کارگاههای مرتفع، جایی میان قوسها، دایرهها و خطوط نرم اسلیمی، دستهایی سالها تمرین میکنند تا نقشی ماندگار بر دیوار بنشیند. اینجا خبری از شتاب نیست. نقاشی سنتی ایرانی، صبر میخواهد؛ صبری که علی نوری بیش از یک دهه است آن را زندگی میکند. او از مشهد آمده، با رفتوآمدهای طولانی، ماهها دوری از خانه و کاری که به گفته خودش «سنگین و سخت» است.
گفتوگو در دل کار؛ سختیهایی که دیده نمیشوند
علی نوری درباره ماهیت کارش میگوید: نقاشی سنتی مثل نقاشی چهره یا کارهای دیگر نیست که سریع دستت راه بیفتد. این کار دامنه گستردهای دارد؛ از طراحی اسلیمی و گلهای ختایی که ریشه در نقوش فرش دارد، تا شناخت رنگ، ساخت رنگ و قدرت قلم. دست باید به این قوسها، دوایر و کششها عادت کند تا کار لطیف و زنده دربیاید.
او معتقد است ورود به این هنر، مسیری کوتاه ندارد: اگر کسی بخواهد وارد این کار شود، شاید پنج یا شش سال زمان ببرد تا تازه بتواند خودش را محک بزند. بعد از آن هم باید اعتماد ایجاد شود؛ چون این کارها را نمیشود به راحتی به هر کسی سپرد.
هنری کمتعداد اما عمیق
به گفته این نقاش سنتی، تعداد استادکاران واقعی این حوزه در کشور بسیار محدود است: واقعیت این است که الان در کل ایران، شاید تعداد کسانی که بهصورت حرفهای این کار را انجام میدهند، به انگشتان یک دست هم نرسد؛ چند نفر در اصفهان، مشهد و شمال کشور. دلیلش هم همان مسیر طولانی و سخت یادگیری است.
و همین کمتعداد بودن باعث شده نقاشی سنتی ایرانی، بیش از آنکه شغل باشد، تعهدی مادامالعمر تلقی شود.
کار در حرم؛ تجربهای فراتر از هنر
علی نوری سابقه کار در اماکن مذهبی متعددی را دارد؛ از جمله حرم مطهر امام رضا(ع).
او میگوید: وقتی در چنین فضاهایی کار میکنی، فقط نقاش نیستی. حس و حال فضا روی کارت تاثیر میگذارد. آدم احساس میکند مسئول است و باید بهترینش را ارائه دهد.
او در سالهای اخیر، بهصورت مقطعی بین مشهد و سایر شهرها در رفتوآمد بوده و اکنون چند ماهی است که در شهر بم و در مهدیه صاحبالزمان(عج) مشغول کار است.
آرزوهایی که هنوز نقش نشدهاند
وقتی صحبت از آرزوهایش میشود، مکث میکند؛ انگار دلش زودتر از زبانش پاسخ میدهد.
چند سال قبل اگر میپرسیدند دوست داری کجا کار کنی، حتماً میگفتم کربلا. هنوز هم این آرزو را دارم. اما الان، بهشدت دلم میخواهد فرصتی فراهم شود که بتوانم در مرقد حاج قاسم سلیمانی کاری انجام بدهم.
او درباره این علاقه میگوید: واقعاً صحبت درباره حاج قاسم، برای ما سخت است. شهید سلیمانی یک جذبه و مغناطیسی دارد که آدم را میکشد؛ همان حسی که برای رفتن به کربلا یا حرم امام رضا(ع) داری.
پیوند خانواده با یک قهرمان
این علاقه، فقط شخصی نیست؛ خانوادگی است.
چند نوبت با خانواده به مرقد حاج قاسم رفتیم. بچهها مخصوصاً بچههای کوچک را آوردم تا ببینند، تا آشنا شوند. بالاخره اینها باید بدانند قهرمانهای این سرزمین چه کسانی بودند.
پایان؛ هنری که میماند، آرزویی که منتظر است
علی نوری هنوز هم با همان حوصله، قلم را در دست میگیرد، قوسها را نرم میکشد و طرحها را با احترام بر دیوار مینشاند؛ با امید به روزی که دیوارهای گلزار شهدای کرمان و مرقد مطهر شهید سلیمانی، میزبان نقشهای او شوند.
نقاشی سنتی، برای او فقط یک هنر نیست؛ راهی است برای ماندگاری ایمان، احترام و عشق بر دیوار زمان.
انتهای پیام/511/



ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0