گروه محیط زیست خبرگزاری مهر – الهه پهلوان فعال محیطزیست در یادداشتی نوشت: در گرمایش جهانی و تغییرات در الگوهای اقلیمی میتواند میلیونها نفر را به گرسنگی و فقر سوق دهد و اقتصاد را شدیداً تحتتأثیر قرار دهد، پیشرفت را، دههها به عقب برگرداند! شاید زمینی غیر قابلسکونت، روزگاری سختتر از عصر حجر را برای سکوت کنندگان جوامع بین الملل رقم زند! چرا که هیچ موجودی در انزوا و نگاه جزیرهای در امان نیست و نخواهد توانست به حیات خود ادامه دهد. شاید کمتر کسی بداند، انتشار گازهای گلخانهای نظامی، از جتهای پرنده گرفته تا کشتیهای بادبانی و تمرینهای آموزشی، از پروتکل ۱۹۹۷ کیوتو در مورد کاهش گازهای گلخانهای کنار گذاشته شدهاست و حتی از توافقنامه پاریس در سال ۲۰۱۵ نیز مستثنی است! به گفته مؤسسه واتسون، ایالات متحده در سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷، ۱.۲ میلیارد تن گازهای گلخانهای را در جو منتشر کرده است، که ۴۰۰ میلیون تن آن مستقیماً ناشی از جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر آمریکا در افغانستان، عراق و پاکستان بوده است! این میزان بیش از انتشار سالانه ۲۵۷ میلیون خودرو، تأثیر گرمایش بر روی کره زمین داشته است!
زنگ هشدار تغییرات آب و هوایی سالهاست برای بشریت به صدا درآمده است و الگوی نامنظم بارش، طوفانها، خشکسالی و آتش سوزی و… در اکثر نقاط دنیا ملموس شدهاست؛ بر این اساس کشورهای ثروتمند از یک سوء و کشورهای فقیر و کوچک آسیب دیده از تغییرات اقلیمی نیز در سویی دیگر، با هم یکصدا شدند تا در قبال کشورهای اصلی صادرکننده نفت و گاز (عمدتاً عربستان، قطر، امارات، روسیه و ایران) بایستند و آنها را به حذف سوخت فسیلی در بازه زمانی مشخص تا سال ۲۰۵۰ متقاعد کنند و تحت فشار قرار دهند؛ چرا که دیگر تغییرات اقلیمی تهدیدی برای آینده نیست، بلکه فاجعهای برای زمان حال است. با وجود نکات فوقالذکر، کشور ایران با وجود شدیدترین تحریمهای اقتصادی از یک سوی و از سوی دیگر فشارها و زیر ذره بین قرار گرفتن فعالیتها و انگشت اتهام بهسوی آن (همچون تشکیل ابر متان بالای لندفیل در شهر تهران)، همچنان به تعهدات اقلیمی خود پایبند است و در این راستا تلاش دارد، زیرا باور به اصول عدالت بین نسلی و فرانسلی و مسئولیت مشترک اما متفاوت دارد. اگرچه ایران به توافق نامه پاریس بهدلیل تبعات و ابعاد پنهان آن نپیوسته است، اما این موضوع بهمعنای عدم تلاش در این راستا نبوده است و تلاش برای گذار عادلانه و کاهش انتشار گازهای گلخانهای همواره جزو برنامههای محیط زیستی بوده است. طرحهای جلوگیری از سوزندان گازهای مشعل و جمعآوری گازهای همراه نفت؛ حمایت از انرژی و نیروگاههای خورشیدی، کاشت درخت، تنها گوشهای از اقدامات ایران در این راستا بوده است.
اما پشت پرده، بازی کثیف کشورهای توسعه یافته و ثروتمند با کلمات و عدم پذیرش نقش خود در تخریب محیطزیست را نشانمیدهد؛ روزنامه گاردین با انتشار نتایج تحقیقات جدید نشریه «نیچر» اعلام کرده است که ایالات متحده با تبدیل شدن به بزرگترین منتشرکننده کربن در تاریخ، بیش از هر کشور دیگری به رشد اقتصادی جهان آسیب رسانده است و در این زمینه از چین هم سبقت گرفته است و از سال ۱۹۹۰ مسئول ۹ تریلیون دلار خسارت به تولید ناخالص داخلی است؛ که یک چهارمِ این بار اقتصادی را به خودش تحمیل کرده است. این تحقیق نشانمیدهد که از سال ۱۹۹۰، انتشار گازهای گلخانهای در ایالات متحده حدود ۵۰۰ میلیارد دلار خسارت اقتصادی به هند و ۳۳۰ میلیارد دلار خسارت به برزیل وارد کرده است.
از سوی دیگر کشورهایی همچون جنوب صحرای آفریقا مسئول تنها ۳.۸ درصد از انتشارات گازهای گلخانهای جهانی هستند، اما آفریقا بار نامتناسبی از پیامدهای تغییرات آب و هوایی را متحمل میشود چرا که منابع اضافی برای آن را ندارد تا سازگاری مورد نیاز را انجام دهد!
اما شاید کمتر کسی بداند، انتشار گازهای گلخانهای نظامی، از جتهای پرنده گرفته تا کشتیهای بادبانی و تمرینهای آموزشی، این بند از پروتکل ۱۹۹۷ کیوتو در مورد کاهش گازهای گلخانهای کنار گذاشته شدهاست و حتی از توافقنامه پاریس در سال ۲۰۱۵ نیز مستثنی است!
علی ایحال نتایج مطالعات نشان میدهند همبستگی مثبتی بین پارامترهای نظامی و انتشار کربن جهانی وجود دارد. بر اساس گزارش Salon، نیروهای ایالات متحده و متحدانش در حدود ۲۰ سال گذشته (سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷)، بیش از ۳۳۷۰۰۰ بمب و موشک به کشورهای دیگر شلیک کردهاند. جتهای حامل این سلاحها میتوانند در هر مایل ۴.۲۸ گالن بنزین بسوزانند و هر انفجار گازهای گلخانهای بیشتری را منتشر میکند. به گفته مؤسسه واتسون در دانشگاه براون، «جنگ علیه ترور» گستردهتر ایالات متحده، ۱.۲ میلیارد تن گازهای گلخانهای را در جو منتشر کرده است، که ۴۰۰ میلیون تن آن مستقیماً ناشی از جنگهای پس از ۱۱ سپتامبر آمریکا در افغانستان، عراق و پاکستان بوده است! این میزان بیش از انتشار سالانه ۲۵۷ میلیون خودرو، تأثیر گرمایشی بر روی کره زمین داشته است!
لذا ارتش ایالات متحده آمریکا به نوبه خود از بسیاری از کشورها در گرمایش جهانی نقش بیشتری دارد و براساس گزارش محققان و فعالان زیستمحیطی، ارتش آمریکا بزرگترین مصرف کننده سازمانی نفت در کره زمین و بهتبع آن بزرگترین تولیدکننده گازهای گلخانهای در جهان است.
اگرچه بسیاری از دولتها حتی دادههایی را در مورد انتشارات ناشی از فعالیتهای نظامی خود گزارش نمیدهند. اما آمارهایی در این زمینه یافت شدهاست که نشانمیدهد، ارتش ایالات متحده در زمان صلح، مقادیر زیادی انرژی فسیلی مصرف میکند. بهعنوان مثال، ۵۶۶۰۰۰ ساختمان وزارت دفاع ایالات متحده، ۴۰ درصد از سوختهای فسیلی را به خود اختصاص میدهد. اینها شامل امکانات آموزشی، خوابگاهها، کارخانههای تولیدی و سایر ساختمانها در نزدیک به ۸۰۰ پایگاه این وزارت در سراسر جهان است. در کشورهایی مانند سوئیس و بریتانیا، وزارتهای دفاع بهطور مشابه بیشترین سوختهای فسیلی را در میان سازمانهای دولتی مصرف میکنند. بر اساس همین گزارش، سایر کشورهای دارای ارتش عظیم مانند عربستان سعودی، روسیه و اسرائیل مجموع انتشار گازهای گلخانهای خود را گزارش نمیکنند، اما انتظار میرود که الگوی مشابهی باشد.
اگرچه نتایج ارزیابیهای همچون سازمان ملل نشان داد که جهان در مسیر دستیابی به اهداف بلندمدت، از جمله محدود کردن دمای ۱.۵ درجه سانتیگراد، قرار ندارد و عملاً کنوانسیون تغییرات آب و هوایی سازمان ملل، پروتکل کیوتو و موافقتنامه پاریس نتایج مطلوبی نداشتند، اما همچنان کمتر صحبتی از انتشار گازهای گلخانهای فعالیتهای نظامی میشود.
فرانس ۲۴ نیز با تأکید بر این نکته که ارتشها ملزم به گزارش در مورد میزان انتشار گازهای گلخانهای تولیدی خود نیستند، یادآور شدهاست که اگرچه سهم مستقیم این بخش در گرم شدن زمین مشخص نیست، اما براساس تخمین یک گزارش اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۴، ردپای کربن ارتشهای جهان میتواند ۵.۵ درصد از میزان کل کربن منتشر شده جهانی باشد. در گزارش این بلوک با عنوان «سبزسازی ارتشها» آمده است که پنتاگون خود بهتنهایی بیش از کشورهایی مانند پرتغال یا دانمارک گازهای گلخانهای تولید میکند. مطابق نتایج یک پژوهش در سال ۲۰۱۹ میلادی نیز مشخص گردید ارتش ایالات متحده در جنگ جهانی دوم روزانه حدود یک گالن سوخت بهازای هر سرباز مصرف میکرد، در طول جنگ خلیج فارس ۱۹۹۰-۱۹۹۱ حدود چهار گالن و تا سال ۲۰۰۶ در در عراق و افغانستان این مقدار به ۱۶ گالن در روز رسید. در گزارش اتحادیه اروپا تأکید شدهاست که وابستگی بیش از حد ارتشها به سوخت فسیلی «آسیب پذیری قابلتوجهی» در جنگ ایجاد میسازد.
آژانس لجستیک دفاعی ایالات متحده که بر خرید نفت نظارت دارد، نیز گفتهبود که در سال ۲۰۲۲، ۸۴ میلیون بشکه خریداری شد که تقریباً ۱۵ میلیون بشکه کمتر از سال ۲۰۱۸ است. در همین حال، انتشار گازهای گلخانهای در سال ۲۰۲۲ از ۵۱ میلیون تن در سال قبل به ۴۸ میلیون تن کاهش یافت.
ناگفته نماند علاوه بر موضوع گازهای گلخانهای و انتشار کربن، آلودگیهوا در جنگها نیز مطرح است. مثلاً سوخته شدن پوشش گیاهی اگرچه ممکن است هدف مستقیم جنگ نباشد، اما کربن ذخیره شده در گیاهان را آزاد مینماید و یا حملات موشکی، راکتی و… علاوه بر انتشار مواد شیمیایی، دوده و… با آلومینای خود به تخریب لایه ازن در استراتوسفر نیز میانجامد. مهمات حاوی سرب، ترکیبات گازهای خطرناک و مواد شیمیایی، انتشار دیاکسید کربن را باعث میشود که این موضوع تلاشهای بین المللی انتشار را مختل میکند.
در جنگ تحمیلی به ایران حملات بسیاری به زیرساختهای نفتی، صنعتی و پالایشگاهی در مناطق مختلف صورت گرفته است. انفجار مخازن نفت و گاز، آتشسوزی در مجتمعهای پتروشیمی و آسیب به خطوط لولههای انتقال، که موجب انتشار حجم عظیمی از مواد سمی به هوا و خاک در طی ۲ جنگ تحمیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۵ شدهاست و این آلودگیها در برخی مناطق تا شعاع چند کیلومتری گسترش یافته و باعث آلودگی منابع آب و خاک شدهاست. بر این اساس ۲۱ تیرماه ۱۴۰۴ گزارش برآورد اولیهای از پیامدهای محیطزیستی حملات نظامی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران توسط معاونت محیطزیست انسانی سازمان حفاظت محیطزیست تهیه و ارائه گشت. فقط در بحث آلودگیهوا، حملات موشکی به انبارهای نفتی «ری» و «کن» منجر به از بین رفتن حدود ۱۹.۵ میلیون لیتر سوخت شده بود که در پی آن، ۴۷ هزار تُن گاز گلخانهای و بیش از ۵۷۸ هزار و ۸۲۱ کیلوگرم آلاینده هوا وارد جو تهران شده بود؛ و یا در شهرستان کنگان، آسیب به پالایشگاه فاز ۱۴ پارس جنوبی موجب سوختن ۵.۵ میلیون مترمکعب گاز و انتشار بیش از ۱۲ هزار تُن گاز گلخانهای و ۴۳۷ هزار کیلوگرم آلاینده در هوا شده بود. بنابراین این آلودگیها منجر به افزایش ذرات معلق، کربن سیاه و اکسیدهای نیتروژن، و کاهش کیفیت هوا در چند استان شدهبودند!
در جنگ تحمیلی رمضان نیز حمله به مخازن سوخت، پالایشگاه و… با انتشار قابلتوجهی گازهای گلخانهای همراه بود. بهعنوان مثال هدف قرار دادن همزمان مخازن نفت و بنزین در ۱۶ اسفندماه ۱۴۰۴ که یک مخزن بنزین «شهر ری» و سه مخزن نفت خام در «شهران»، «فردیس کرج» و «اقدسیه» که بهعنوان سوخت پالایشگاه بودند، با توجه به اینکه نفت خام انبارها، غالباً سولفور زدایی نشدهاند و حاوی مواد آراماتیک فراوانی هستند، بسیار سمی و خطرناک بودند و قدرت ماندگاری بهصورت پایدار در هوا را دارند و بهسادگی از بین نمیرود؛ این در حالی است که بخش دیگر این منابع نفتی به خاک و آب نیز سرایت و آن را آلوده کردند.
ابوعلی گلزاری عضو شورای راهبردی سازمان حفاظت محیطزیست نیز بر اساس یک تحلیل پژوهشی اولیه که توسط Queen Mary University of با همکاری پژوهشگران دانشگاههای Climate and Community Institute London و University Lancaster انجام شده بود عنوان کرده بود، فقط در ۱۴ روز نخست حملات نظامی علیه ایران حدود ۵ تا ۵.۶ میلیون تن معادل دی اکسیدکربن وارد جو شدهاست، عددی که بهخوبی نشانمیدهد جنگ چگونه میتواند بهطور مستقیم بحران اقلیمی را تشدید کند! بر اساس گزارش روزنامه گاردین تاکنون پیامد این تجاوزات معادل رد پای کربن حدود ۶۰ کشور در یک سال بوده است! البته ناگفته نماند تنها نیروگاهها، پالایشگاهها آلوده کننده نیستند و هدف قرار دادن ساختمانها نیز باعث انتشار آلودگیهوا و گازهای سمی شدهاست.
آشکارا بگویم، اگرچه مجامع بین المللی در برابر این اتفاقات سکوت پیشه کردند، اما آنها نیز ضرر خواهند کرد! چرا که در خصوص انتشار گازهای گلخانهای و تشدید درگیریها، برگرفته از مقاله عسکری (۱۴۰۱) با عنوان “حفاظت از محیطزیست در مخاصمات مسلحانه از دیدگاه کمیسیون حقوق بین الملل و کمیته بین المللی صلیبسرخ” ذکر شدهاست: آثار و خرابیهای جنگ میتواند از خودِ آن مرگبارتر و جان کاهتر باشد. تخریب محیطزیست بهواسطه جنگها و تغییرات اقلیمی خود میتواند در کنار سایر عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، خطر بروز جنگهای آینده را تشدید کند. محققان دانشگاه استنفورد در مقالهای در نشریه نیچر بر این ادعا مهر تأیید زدهاند. بر مبنای این تحقیق، چنانچه تغییرات آب و هوایی منجر به گرمایشی به میزان ۲ درجه سانتیگراد شود، خطر رخداد مخاصمات مسلحانه ۱۳ درصد افزایش مییابد و اگر فزونی گرمایش به ۴ درجه سانتیگراد برسد، احتمال بروز مخاصمات مسلحانه، ۲۶ درصد افزایش خواهد یافت. یافته این محققان شاید از سوی دیگرانی به چالش کشیده شود، اما گویای یکی دیگر از عواقب تغییرات اقلیمی برای نوع بشر است که دانشمندان حوزههای محیطزیست و نیز حقوق بین الملل محیطزیست، چند دهه ای است آن را فریاد میزنند. اما واقعیت این است که در معاهدات مرتبط با محیطزیست و تغییرات اقلیمی توجه ویژهای به آثار مخاصمات مسلحانه بر محیطزیست و تغییرات آب و هوایی نشده و این شاید از آن روی است که در زمانه حاضر، صنعت آنچنان گوی سبقت را در تخریب زمین، دریا و آسمان از سایر عوامل ربوده که جنگها در سایه افتادهاند. اما برعکسِ آنچه در وادی حقوق بین الملل محیطزیست میگذرد، در چارچوب هنجاری حقوق بین الملل بشردوستانه، توجه به حفاظت از محیطزیست در مخاصمات مسلحانه رو به فزونی است.
در این راستا انتظار میرود نهادهای بین المللی در تلاش برای گنجاندن موضوع «انتشار گازهای گلخانهای فعالیت نظامی و بحران اقلیم» حداقل در دستورکار ۳۱ COP باشند تا چرخشی تاریخی در مبارزات اقلیمی رقم خورد؛ چرا که اگر نهادهای مرتبط با تغییرات اقلیمی اقدامی عملی و شفاف در این راستا انجام ندهند، بهتر است به کار خود پایان دهند، زیرا کارآمد و قابل اطمینان نیستند و برخورد دوگانه آنان بیشتر شباهت به قانون جنگل خواهد داشت! و حتی با پذیرش پرداخت غرامت، جنایات و اکوساید صورت گرفته و نشانه گرفتن سلامت انسانی قابل جبران نیست.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0